صفحه اصلی صفحه اصلی تبلیغات تماس با ما

کهن الگوها

⌘ هفائستوس - خدای آتش و فلزکاری

هفائستوس

صفات کلیدی

خدای آتش و فلزکاری
خدای کوره آهنگری
صنعتگر
مخترع
استادکار
هنرمند
اهل کار
سازنده
هنرهای دستی
زحمتکش
تعمیرکار
غرق شدن در کار
ظرفیت دیدن و ایجاد زیبایی
مهارت دستها
تنها، گوشه گیر و منزوی
نابغه ای خلاق و مبتکر
تک همسر
وفادار
لجباز
رنج درونی
خشم درونی
فرزند ناخواسته
اعتماد به نفس پایین
مسخره کردن خود
هویت گمشده بدون کار
ترس ابراز وجود علیرغم قدرتهای شگرف درونی

ویژگیهای شخصیتی

وجود این کهن الگو در انسان بیانگر نیاز عمیق او برای خلق چیزهای زیبا و قابل استفاده است. مردان هفائستوسی افرادی هستند که تمدن از کار و عرق جبین آنها رشد کرده است. آنها نشاندهند خلاقیت بی پایان و منبع عرضه بیشترین نبوغ در جهان هستند.
او در کارگاهش بی رقیب است، اما مانند انسان مدرن که هویت خود را با کار اشتباه می گیرد، در بیرون از کارگاه، کارآیی زیادی ندارد. از کار سخت و زیاد، گرفتاری در اندوه، سوختن در کینه ها، کار خلاق، نبوغ در نوآوری، آمادگی برای رویاویی با ظلم و رهبران ظالم، بیزاری از جنگ، علاقه به صلح و آرامش و طرفداری از اصول انسانی. نماد خواست عمیق انسان است برای ساختن و خلق چیزهای تازه ای که کارآیی دارند و زیبا هستند. مردانی که این ویژگیها را دارند برای رسیدن به موفقیت در این دنیا با مشکل مواجه هستند.
مردان هفائستوسی به شدت درون گرا و عاطفی هستند. برای آنها سخت است که احساساتشان را مستقیماً بیان کنند. دیگران نمی توانند درک کنند درون آنها چه می گذرد.
خیلی از چیزهایی را که دیگران نمی فهمند را به خوبی و به راحتی می فهمد و دیگران فکر می کنند که او همیشه سرش به کار خودش جمع است و همه چیز را نمی بیند و متوجه نمی شود ولی او همه اتفاقات و آنچه که در پیرامونش می گذرد را با جزئیات فهمیده و در جریان همه آنها است.
این افراد احساس می کنند فرزند ناخواسته خانواده هستند و حتی در هر جمع دیگری در کنار هر کس دیگری نیز این احساس نا خواستنی بودن را با خود دارند و هنگامی که هر جا دعوا شود و یا اتفاقی بیافتد تصورشان این است که آنها مقصر هستند.
همواره با خودشان احساس بی ارزشی قوی دارند، و همواره خودشان را بسیار غیر قابل قبول و دوست نداشتنی و طرد شده و معیوب می پندارند.
این افراد بسیار یکدنده و لجباز هستند و هیچگاه تسلیم هیچ کس و هیچ چیز نشده و در این زمینه حقیقتا بی رقیب هستند.
معمولا در درونشان احساس رنجش و درد درونی دارند و از صحبت کردن در مورد آنها عاجزند و غالبا این احساسات را با خود حمل می کنند و از حرف زدن در مورد ناراحتی هایشان خودداری می کنند. حتی در هنگام خشم به جای داد و بیداد کردن، در خود فرو می روند و به فردی عبوس تبدیل می شوند.
مرد هفائستوسی همیشه از نحوه ارتباط پدرش با مادرش ناراضی است و از این بابت درد و رنج زیادی را تحمل می کند و همیشه آرزوی این را دارد که بتوانند تنش ها و تقابلات موجود بین پدر و مادرش را به حداقل رسانده و یا حتی الامکان شدت آن را کاهش دهد ولی این عدم توانایی در انجام این امر منشاء و سرچشمه بسیاری از دردسرها برایش می گردد.
در هر چه که تولید می کند، عظمت و جادویی وجود دارد. او در کارگاهش عالی و بی همتاست، ولی مانند انسان مدرنی که خود را منحصراً با کارش تعریف می کند، خارج از کارگاهش هیچی نیست.
مردان هفائستوسی هنرمندانی هستند که اثر هنری خلق می کنند، مجسمه سازی، نقاشی، نجاری از کارهای مورد علاقه آنان هستند. آنها تمام احساسشان را در خلق اثر هنریشان دخیل می کنند، این افراد هنرمندانی هستند که کارهایشان پیام دارد و هر کاری که خلق می کنند، خودشان را در آن کار می بینند و به واسطه این مصنوعاتشان خود را از نظر روانی و احساسی تخلیه می کنن.
وقتی مجسمه ها و نقاشی هایشان را می فروشند، انگار دارند جانشان را و یا قسمتی از وجودشان را می فروشند و از دست می دهند و مصنوعاتشان را هم چون فرزند دانسته و به آنها تعلق خاطر دارند.
نسبت به رویداد ها احساسی شدید دارد، ولی چیزی بیان نمی کند. به همین دلیل فضای اطراف او سنگین است و همین او را به مردی قوی، ساکت و عصبانی بدل می کند که احساس ناتوانی درونی دارد.
در جمع خودشان را مسخره می کنند و به این ترتیب جلوی مسخره شده خود توسط دیگران را می گیرند، حتی شاید خیلی خوب باشند ولی به دلیل عدم اعتماد به نفس، خودزنی می کنند و دوست دارند دیگران به آنها بگویند که نه، تو خیلی هم خوبی. اما متاسفانه عدم عزت نفس، مانع از شنیدن و یا پذیرش صحبتهای دیگران می شود.
از زجر کشیدن لذت می برند، چون از هر زجری که می کشند، انرژی کسب می کنند که به درون خودشان بروند و به خلق یک اثر هنری بپردازند.
مرد هفائستوسی بی قرار و آماده انفجاری آتش فشانی و قیام علیه اربابان است. با این حال جنگ و دعوا را دوست ندارد، خواهان صلح بوده و انسان دوستی فطری است. او مانند خود آتش ساده و به همان اندازه پر انرژی است.

اسطوره هفائستوس

هفائستوس خدای کوره آهنگری و فلزکار المپ و خدای آتش زیر زمینی است. رومیان او را ولکان می نامند. تنها والد او هرا بود. صنعت گری مبتکر که چیزهای زیادی برای خدایان درست می کرد. واژه هفائستوس در زبان یونانی به معنای آتش است. او با آتش سر و کار دارد و کنترل نیروهای آتشین و مخرب را به عهده گرفته است. او در میان خدایان دیگر از همه ناراحت تر و عصبانی تر است، اما خلاقیت در او موج می زند.
در افسانه های یونانی آمده، پس از اینکه زئوس، آتنا را از سر خود به دنیا آورد و تنها والد آتنا شد، همسرش هرا نیز با خشم گفت: "من هم می توانم". بنابراین هرای آزرده خاطر و انتقامجو، هفائستوس را با بکر زایی به دنیا آورد. اما بر خلاف آتنا که بی عیب و نقص بود، پای هفائستوس لنگ بود. این نقص باعث سرافکندگی مادرش شد، در نتیجه پسر تازه متولد شده خود را طرد کرد و او را از فراز کوه المپ به پایین انداخت.
در شکل دیگری از داستان آمده که زئوس به دلیل اینکه در یکی از دعواهای او با هرا هفائستوس از مادرش طرفداری کرده بود، از او خشمگین شد و او را از کوه المپ به پایین پرتاب کرد و همین باعث معیوب شدن پای هفائستوس شد.
هفائستوس توسط دو پری دریایی نجات داده می شود که مراقبت از او را به مدت نه سال به عهده می گیرند. هفائستوس از آنان صنعتگری و کار کردن با فلزات را یاد می گیرد و جواهراتی زیبا برای مادر خوانده های خود می سازد.
او به صورت مردی تنومند با عضلات قوی و گردن سترگ و سینه ای پر مو و با پاهای چنبره ای که موجب می شود به هنگام راه رفتن بلنگد، تصویر شده است. او در میان رب النوع ها از همه ناراحت تر و عصبانی تر است. او به اصل و نصب خود یقین نداشت، طرد شده و در عشق ناکام مانده بود. اما در عین حال نابغه ای بود خلاق و تنها رب النوعی بود که کار می کرد.

کهن الگوی هفائستوس

ویژگیهای هفائستوس در جوامعی که به قدرت، منطق و همرنگ دیگران بودن اهمیت داده می شود، مطرود به حساب می آید. احساسات عاشقانه، غرایز، ویژگیهای زمینی و مواردی از این دست در مردان و زنان، همگی از کهن الگوی هفائستوس بر می خیزد. این الگوی زندگی به کهن الگوی خلاقیت و کار مربوط می شود. هنگامی که این کهن الگو بیدار می شود، زیبایی خود را در کارهای دستی نشان می دهد و آنچه را که در عمق درون احساس می کند، در دنیای بیرون خلق می کند و به آن شکل می دهد.

  • آتش پنهان: کوره آهنگری جایی است که کار تفسیر یا تغییر شکل احساسات عمیق به چیزی در بیرون از فرد انجام می شود. این آتش پنهان استعاره ای است برای احساس های گرم درونی که خود را به شکل روابط نزدیک یا خشم و عصبانیت نشان می دهد. این احساسات که در افراد درون گرا وجود دارد، ممکن است ناگهان به سطح بیاید. هنگامی که این نوع احساسات را با شخص دیگری در خلال صحبت در میان می گذاریم، او با شگفتی می گوید: "اصلا فکر نمی کردم چنین احساسی داشته باشی!". کهن الگوی هفائستوس موجب می شود مرد (یا زن) خیلی درباره احساسات درونی اش حرف نزند. او ترجیح می دهد در تنهایی با این احساسات مواجه شود یا آنها را در کارهایش عیان کند. این آهنگری یعنی تبدیل و ترجمه ی احساسات درونی در دنیای بیرون و بیان آن در این دنیا. بسیاری از هنرمندان دوست دارند زمان زیادی را تنها در کارگاه های خود بگذرانند.
  • صنعتگر معلول: هفائستوس تنها کهن الگوی اصلی المپ که از لحاظ جسمانی معیوب بود. این معلولیت جسمی هفائستوس را نمی توان با آسیب ها و زخم هایی که توسط پدر و مادر او ایجاد شده است، بی ارتباط دانست. هفائستوس کهن الگوی صنعت شد تا این زخم های درونی عاطفی را بهبود ببخشد. خلاقیت او با زخم های عاطفی همراه است. او نمی توانست زیبا باشد، به همین دلیل زیبایی را در چیزهایی که درست می کرد، نشان می داد. مردان و زنان هفائستوسی دوست دارند کمال را در کارهای شان نشان بدهند. آنها اعتماد به نفس و احترام به خود را به این شکل کسب می کنند و به همین شکل زخم های شان درمان می شود و برای کار انگیزه ی لازم را پیدا می کنند.
  • نگهدارنده آرامش در خانواده: در خانواده های پرمشکل گاهی یکی از فرزندان نقش نگهدارنده ی آرامش را در خانواده بازی می کند. معمولا او کودکی است حساس، در المپ این کودک کسی نبود جز هفائستوس. درگیری میان پدر و مادر با پادرمیانی هفائستوس آرام می شود. این اتفاق در بسیاری از خانواده ها رخ می دهد.

پرورش هفائستوس

دوری از جمع، در تنهایی کار کردن، استفاده از دستها و قوه خلاقیت از ویژگیهای هفائستوس است. درون گرایی هفائستوس برای کودکان برون گرا که وابسته به دیگران هستند، مهم است. پدر و مادر می توانند ویژگیهای هفائستوس را با دوره های سکوت در این نوع کودکان پرورش بدهند. کار کردن با اسباب بازی های خانه سازی و ساختن چیزهایی با گل می تواند شروع به کار گرفتن تجسم برای کار با دست باشد. بزرگسالانی هم که دوست دارند ویژگیهای هفائستوسی را در وجودشان پرورش بدهند نیز می توانند از همین الگو پیروی کنند.

والدین

هفائستوس در داستانهای اسطوره ای پسری طرد شده بود. طرد شدن می تواند در زندگی هفائستوسی ها نقشی مهم داشته باشد. اگر کودک هفائستوسی مادری هرایی داشته باشد که پسری را می خواست که بتواند از او به عنوان یک شاهکار یا دستاورد نام ببرد تا اعتبار و ارزش خودش بالا رود، به سادگی کودک را به کامل نبودن، طرد می کند. حال اگر این کودک نقصی هم داشته باشد، این طرد شدن به طور کامل رخ خواهد داد. پسر هفائستوسی کمتر از سایر فرزندان مورد علاقه پدر و مادر است، چون بیش از دیگران جدی، احساساتی و درون گراست. معمولا به دلیل موفق نبودن و نداشتن آرزوهای بزرگ از او انتقاد می شود و دائما او را با دیگر فرزندان مقایسه می کنند. در موقعیتی ایده آل برای رشد، فرزند هفائستوسی از این خوشحال است که پدر و مادر، او را به خاطر نوع ذهنیت و کاری دستی که انجام می دهد مورد تحسین قرار می دهند. آنها به او ارزش می دهند و او را تشویق می کنند تا رشد کند و به او کمک می کنند در معاشرت با دیگران راحت تر باشد و در عین حال به درون گرایی اش نیز احترام می گذارد.

دوران کودکی

کودک هفائستوسی برای مادرش چالش هایی سخت دارد، چون انرژی زیادی در درون دارد و فوق العاده حساس است. او سکوتی دارد که آتشفشانی در زیر آن نهفته است و می تواند هر لحظه با درد و خشم منفجر شود. به سادگی می توان ذهن چنین کودکی را از آنچه در اطرافش رخ می دهد، منحرف کرد. در مقایسه با دیگر کودکان او شخصیتی سنگین دارد. او ذهنی دارد که در اختیار خود اوست و به سادگی در کاری که به آن مشغول شده، غرق می شود. او معمولا شاد نیست و نمی تواند به سادگی دیگران را جذب کند. اگر به خاطر آنچه که هست پذیرفته نشود، به کودکی کناره گیر و در خود فرو رفته تبدیل می شود، او نسبت به بچه های دیگر محبوبیت کمتری دارد، زیرا بیش از حد جدی، حساس، کناره گیر یا غیر اجتماعی است.
کودک هفائستوسی هنگام بازی کردن با اسباب بازی دل و روده آن را بیرون می ریزد، برای اینکه می خواهد ببیند از چه چیزی تشکیل شده و مکانیزم آن به چه صورتی است. البته اگر بخواهد می تواند دوباره آن را مثل روز اولش درست کند. کمتر اهل بازی های پر تحرک است، حواسش به خودش است و جذب چیزی می شود که برایش جالب باشد. بیشتر بازیهایی که با آنها بتواند چیزی را بساند و یا درست کند را ترجیح می دهد، مثلا می تواند ساعتها بنشیند و یک پازل بزرگ را کامل کند. باید با او از طریق چیزهایی که میسازد ارتباط برقرار کرد.

دوران بلوغ

اگر نوجوان هفائستوسی آن قدر خوش شانس باشد که بتواند خلاقیت خود را نشان بدهد و این توانایی را در وجودش تقویت کند، جوانی و شروع بزرگسالی برای او دوره ای دوست داشتنی خواهد بود. او با نشان دادن کارهایش، خود را به شکلی کامل ابراز می کند و می تواند دوستان و همراهانی داشته باشد.
اگر او در کودکی طرد شده باشد، در نوجوانی دچار خشم و افسردگی خواهد شد و به دنبال انتقام گرفتن است. جوان هفائستوسی با برخوردهای فیزیکی انتقام نمی گیرد، بلکه نقشه هایی می کشد تاافرادی که او را تحقیر کرده اند، تحقیر کند یا به شکل هنرمندی ولگرد در می آید و عضو گروهی بزهکار می شود.
از آنجایی که هفائستوسی ها احساسات خود را سرکوب می کنند، ممکن است این احساسات سرکوب شده را به صورت خشم نشان بدهند. آنچه باعث نجات هفائستوسی ها از افسردگی های جدی می شود، کار سخت و بدنی است. آنها ممکن است با تعمیر اتومبیل شان احساس آرامش و رهایی کنند یا خود را در کارهای دستی دیگری غرق کنند. این نوع کارها به آنها کمک می کند که رشد کنند. در این شکل از کارهای دستی، خلاقیت باید وجود داشته باشد.

دوران تحصیل

کودک هفائستوسی در محیط مدرسه معمولا تنهاست. شخصیت او طوری نیست که به کانون فعالیتها تبدیل شود. او بیشتر به دستگاهها و ماشین آلات علاقمند است تا افراد. او در آنچه علاقه دارد غرق شده و معلم یا مادرش برای جلب توجه او باید او را از علاقه مندی هایش دور کنند.

شغل و حرفه

هفائستوس تنها کهن الگویی است که کار می کند. محل کار او می تواند کارگاه، استودیو یا آزمایشگاهش باشد. هیچ مردی به اندازه ی مرد هفائستوسی در کار غرق نمی شود. برخی از آنها جراحانی خبره هستند که هرگز از کار خسته نمی شوند. مرد یا زن هفائستوسی هنرمندی است که با دستهایش کارهای ظریفی انجام می دهد. نقاش ها، معمارها و مجسمه سازها نمونه هایی روشن از افراد هفائستوسی هستند. آنها نیز به سادگی غرق کارشان می شوند و گذشت زمان را نمی فهمند.
هفائستوسی ها معمولا خود را افرادی غریبه می دانند. چنین فردی کاملا درون گراست و خیلی استعداد معاشرتهای اجتماعی ندارد. او را فقط به خاطر کارهایش می شناسند.
کار برای هفائستوسی ها بسیار بیشتر از "شغلی برای درآمدزایی" اهمیت دارد. کار برای آنها رضایت درونی می آورد و آنها به خاطر پول کار نمی کنند. کار و خلاقیت به زندگی آنها معنا می دهد. این افراد به تنهایی بهتر کار می کند و سود مالی یا رقابت با دیگران به آنها انگیزه نمی دهد. دنیای تجارت برای آنها دنیایی ناشناخته است. آنها نمی توانند کارهای خود را در دنیای تجارت بفروشند و معمولا از معرفی و ارائه کارهایشان عاجزند.
هفائستوسی معمولا کارهای دست ساز و صنایع دستی انجام می دهد، کارهایی مثل طلاسازی، نجاری، کفاشی، مجسمه سازی. صنعتگرها و مکانیک های توانمندی هستند، به سرعت و با دیدن یک قطعه فلزی می توانند آن را تولید کنند و یا با دیدن یک ماشین می توانند عیب آن را به سرعت تشخیص داده و برطرف کنند. تعمیرکاران قابلی هستند و به راحتی هر چیزی را که خراب می شود، درست می کنند. هر وسیله برقی و یا هر قسمتی از تاسیسات خانه که خراب می شود، آنها به خوبی از پس تعمیر کردنشان بر می آیند و می توانند آنها را حتی از اولش هم بهتر و سالم تر درست کنند.
او اغلب برای کار کردن ترجیح می دهد در کارگاه خود و یا تنها باشد و از کار کردن در محیطهای شلوغ اجتناب می کند. از هر کار، یکی درست می کند و نمی تواند روی تیراژ، تعداد و یا به صورت سری کاری، کاری را انجام دهد، چون هر کاری که خلق می کند بر اساس برون ریزی یک احساس درونیش است و اگر بخواهد یکی عین همان را درست کند، چون با برون ریزی احساسی دیگری است با کار اولش متفاوت خواهد بود، به همین دلیل هر کار او منحصر بفرد است.
هنگامی که دارند یک اثر هنری خلق می کنند برایشان مهم این است که آن چیزی شود که دلشان می خواهد و قیمتش خیلی مهم نیست، حتی ممکن است بتوانید با قیمت بسیار پائین تر از توافقی که در ابتدا با او کرده بودید، آن را بخرید. البته یک مساله ای را هم در نظر داشته باشید، اینکه ممکن است لج کند و اصلا کار را به شما نفروشد و یا حتی به هیچ کس دیگری هم نفروشد!

رابطه با مردان

مرد هفائستوسی خیلی اهل روابط برادرانه با مردان دیگر نیست. مردان سطحی و برون گرا معمولا مورد علاقه او نیستند، چرا که تفاوتهای زیادی با آنها دارد. اگر ویژگیهای دیگری مثل ویژگیهای آپولویی یا هرمسی در مرد هفائستوسی وجود داشته باشد، روابط اجتماعی با مردان دیگر برای او ساده تر خواهد بود.
سایر همجنسانش در دنیا و فضایی زندگی می کنند که برای او غریب و ناشناخته است، در آن احساس بیگانگی می کند و در کنار آنها غالبا احساس کمبود و ضعف می کند، ولی دور از چشم آنها همه کارهایش را مشابه آنها انجام می دهد.
او با مردان صاحب قدرت (زئوس) مشکل دارد. هر مردی که سعی کند او را مانند آنچه در ارتش اتفاق می افتد، شکل بدهد، با شکست روبرو می شود و ممکن است باعث خشم او شود. اگر بخواهند او را تغییر دهند خشمگین می شود ولی خشم خود را مهار می کند. مرد هفائستوسی دوست ندارد مطابق نظر و خواست دیگران زندگی کند و در مقابل زور ایستادگی می کند.
در دوستی مکمل ایشان دیونوسوس تایپ ها هستند. مرد دیونوسوسی زیبایی و درد را می شناسد، آن را تحسین می کند و از نشان دادن احساسات خود نمی ترسد. دیونوسوسی های برون گرا می توانند از آنچه در عمق درون هفائستوسی ها می گذرد با خبر باشند و همین می تواند پایه و اساس دوستی ای ماندگار میان آنها باشد.

رابطه با زنان

زنان برای مرد هفائستوسی مهم هستند. زنان قدرت دارند به او انگیزه زندگی بدهند یا او را نابود کنند. ممکن است مرد هفائستوسی به زنی نیاز داشته باشد تا منبع الهام بخش او باشد، مهارتهای اجتماعی اش را بهبود ببخشد و کارهای او را به دنیا معرفی کند. شخصیتهای مهم در زندگی مردان هفائستوسی، زنان هستند. هوش، جرات، جسارت و زیبایی زنان برای آنها مهم است. در صورتی که زن مورد علاقه اش را پیدا کند، رابطه ای عمیق با او برقرار می کند، چون زن های زیادی در زندگی او وجود ندارند. او می تواند ساعتهای متمادی از تصویر و ذهنیت او لذت ببرد.

ازدواج

برای مرد هفائستوسی ازدواج مساله ای مهم و در عین حال مشکل ساز است. رضایت او از زندگی بیرونی و دنیای درونی اش به این بستگی دارد که با چه کسی ازدواج می کند و این که ازدواجش در چه مسیری حرکت خواهد کرد. همسرش همه زندگیش است و او را می پرستد و تنها موجود در جهان هستی است که برای او وجود دارد. او می تواند ساعتها و روزها و مدتهای مدیدی را با او بگذراند و حتی فقط به تماشای او بپردازد یا در فکر او به سر ببرد.
مردان هفائستوسی تک همسر هستند و غیرممکن است پس از فوت و یا جدایی از همسرشان وارد رابطه با کس دیگری شوند، در واقع دوست دارند با این غم از دست دادن بمانند و زجر بکشند.
درون گرایی و احساسات شدید از ویژگیهای مردان هفائستوسی است. در روابط مردان هفائستوسی وفادارند و از همسرشان انتظار همین رفتار را دارند. مرد هفائستوسی می تواند دوره های طولانی را بدون روابط زناشویی سپری کند. روابط زناشویی برای هفائستوسی ها معنایی درونی دارد.
ممکن است در زندگی اش معکوس شدن نقش ها پیش بیاید، یعنی از آنجایی که پول در آوردن برایش مشکل است و اصولا برای پول کار نمی کند، همسرش نان آور اصلی شود.
سه نوع ازدواج در میان مردان هفائستوسی است:

  • هفائستوس و آفرودیت: ازدواج آن دو اتحاد میان کار و عشق و زیبایی است. مرد هفائستوس می تواند از ازدواج تجربه ای درونی داشته باشد، در حالی که زن آفرودیتی چنین قابلیتی ندارد. اگر زن آفرودیتی نتواند انرژی خود را در کار متمرکز کند و از آن بهره ببرد یا کهن الگوی هرا را در وجودش زنده نکند، می تواند به سادگی همسر هفائستوسی اش را ترک کند.
  • هفائستوس و آتنا: آتنا شفاف ترین ذهن را در میان دیگران دارد. آتنایی ها حسودی نمی کنند و برای مردان هفائستوسی در عین حال که جذاب و جالب هستند، اسرارآمیز هم به نظر می رسند. اتحاد کار خلاقانه و هوش باعث می شود مرد بداند چگونه کار خود را به دنیا عرضه کند.
  • هفائستوس و پرسفون: هنگامی که هفائستوس با زنی جوان ازدواج می کند که خصوصیات پرسفون را دارد، یعنی فرمانبردار است، ممکن است به سادگی او را به خدمتکاری تبدیل کند که کارهایش را انجام بدهد. ویژگی فرمانبری در شخصیت پرسفون به شکل آگاه و ناخودآگاه او را برای چنین نقشی کاملا آماده کرده است.

فرزندان

بسیاری از مردان هفائستوسی ترجیح می دهند فرزندی نداشته باشند، به ویژه اگر دوران کودکی شادی را تجربه نکرده باشند. برای مرد هفائستوسی ارتباط برقرار کردن با فرزند سخت است.
هفائستوسی ها زودرنج و گوشه گیرند و خیلی زود عصبانی می شوند. مشکلات با خشم و افسردگی و روحیه سلطه طلبی پدر وخیم تر می شود. حرف هایی که پدر هفائستوسی می زند همیشه در لفافه و به شکل متلک است و فرزندان او ترجیح می دهند خیلی دور و برش آفتابی نشوند. فرزندان پدر هفائستوسی از او به خاطر اقتدارطلبی و کم حرف بودن ایراد می گیرند.
مرد هفائستوسی تغییر را دوست ندارد. دختران فرمانبردار و حرف شنوی پدران سلطه گر هفائستوسی می توانند به خدمتکارانی طلایی تبدیل شوند که هر چه به آنها گفته می شود را گوش می کنند. این دختران ممکن است در زندگی آینده شان توسط مردان زورگوی دیگر قربانی شوند.
به طور کلی نمی توان مردان هفائستوسی را الگویی برای موفقیت دانست و از آنها درباره ی موفقیت در دنیای امروز چیزی آموخت. اگر مرد هفائستوسی خیلی خشمگین نباشد، ممکن است این ارتباط شکل جالبی به خود بگیرد. در این صورت کارگاه مرد هفائستوسی می تواند محل امنی برای فرزندان باشد تا بتوانند در آنجا فعالیت های خلاقانه و هنری خود را دنبال کنند. با بودن در کنار چنین پدری خلاقیت و اعتماد به نفس آنها در کارهای هنری رشد می کند.

میانسالی

مرد هفائستوسی اهل رقابت منطقی و برون گرا نیست و از چالشهای زندگی لذت نمی برد. اگر مرد هفائستوسی بتواند در زندگی کاری و خانوادگی موفق باشد، نیمه دوم زندگی برایش شادتر از نیمه اول خواهد بود. در این حالت او نسبت به نیمه اول برون گراتر خواهد بود. مرد هفائستوسی عصبانی و افسرده که سعی می کند به دیگران دستور بدهد یا از دیگران کناره می گیرد، در نیمه دوم زندگی غمگین تر خواهد بود.

کهنسالی

در سالهای پایانی زندگی، احتمال زیادی وجود دارد که مرد هفائستوسی از خلاقیتش و کارهایی که انجام داده احساس رضایت کند. با این حال همچنان از نظر مهارتهای اجتماعی ناتوان و منزوی باقی می ماند. ممکن است پیرمردی باشد که با لذت در کارگاه خود کار می کند و رضایت درونی دارد و یا پیرمردی گوشه نشین و منزوی که سایرین او را طرد کرده اند.

مشکلات روانی

بسیاری از مردان هفائستوسی باید با احساساتی روبرو شوند که از نظر دیگران پذیرفتنی نیست و به خاطر همین احساسات، نمی توانند عضوی عادی از اجتماع باشند. مرد هفائستوسی فردی است درون گرا و منزوی که کمبود عشق و پذیرفته نشدن در خانواده می تواند در زندگی اش اثراتی منفی داشته باشد. او از مهارتهای اجتماعی، ارتباطی و سیاسی بی بهره است.

  • معلولیت احساسی، نتیجه طرد شدن: بسیاری از کودکان دیگر که انتظارات مادران و پدران خود را برآورده نمی کنند ممکن است سر راه گذاشته نشوند، اما باعث خجالت و ناراحتی آنها می شوند و پدر و مادر آنها را طرد می کنند. این کودکان بدون توجه و احساس عشق رشد می کنند. چنین کودکانی نمی توانند اعتماد کنند که دنیا محلی امن است و دائما در حال تنش و اضطراب هستند. آنها زندگی را در تنهایی سپری می کنند.
    در شکل دیگری از داستان اسطوره ای هفائستوس، او به دلیل طرفداری از مادرش توسط زئوس طرد شد و مورد آزار و اذیت قرار گرفت. این داستان مادرانی است که فرزندی کوچک دارند و با پدر یا ناپدری ای زندگی می کنند که حضور این کودک را به شکل یک مزاحمت می بیند و او را مورد سوءاستفاده قرار می دهد. در این مواقع مادر نمی تواند از کودک مراقبت کند و اگر فرزند از سوءاستفاده های پدر جان سالم به در ببرد، از نظر روانی آسیب می بیند. اگر چنین فرزندی برون گرا باشد، در پاسخ به این آسیب ها تلاش می کند به دیگران آسیب بزند. هفائستوسی های درون گرا در این موارد خشم و ترس خود را نشان نمی دهند، با کسی حرف نمی زنند، از دیگران کناره گیری می کنند و به فردی منزوی تبدیل می شوند. آنها از هیچ زنی محبت ندیده اند و مردانی که قدرت داشته اند، آنها را آزار داده اند.
  • تغییر واقعیت، مشکل درون گرایی: درون گرایی یعنی نشان دادن واکنش هایی درونی به اتفاقاتی بیرونی. داشتن احساسات عمیق و زخمهای احساسی باعث می شود مردان هفائستوسی آنچه را که واقعا رخ داده، تغییر بدهند. خاطرات مرد هفائستوسی درون گرا پر است از احساسات رنگارنگ و نه واقعیتهایی که در زندگی او رخ داده اند.
  • موفق نبودن در دنیا: کوه المپ استعاره ای است از اوج قدرت و هفائستوس از این کوه به پایین انداخته شده است. مردان هفائستوسی اهل کار عملی و کارهای دستی هستند. آنها در مقایسه با مردان دیگر عادی تر زندگی می کنند. در بسیاری از مردان هفائستوسی که در نوجوانی متوجه می شوند در اجتماع به فردی مهم تبدیل نخواهند شد، خشمی پنهانی ایجاد می شود. او برخلاف کهن الگوهای آرس و پوزیدون عمل می کند که از خشم منفجر می شوند.
  • مشکلات کمبود اعتماد به نفس: جدا از مهارت کارهای دستی، هفائستوس به دلقکی برای خنداندن دیگران تبدیل شده بود. هفائستوس این پیام را می دهد که نیازی نیست از من بترسید، به من حسودی کنید یا به موقعیتی که دارم حسرت بخورید. من دلقکی هستم بیچاره که آماده است به شما خدمت کند و شما را بخنداند. او متوجه می شود که اگر مثل دلقک رفتار کند، می تواند از تمسخر دیگران ناراحت و عصبانی نشود. این نوع برخورد معمولا مخرب است. یکی دیگر از نقاب هایی که مردان هفائستوسی به چهره می زنند، نقاب "مرد خوب" است که در آن هفائستوس، افسردگی و خشمش را پشت این نقاب پنهان می کند.
  • خشم سرکوب شده، مشکلات مربوط به افسردگی: طرد شدن و موفق نبودن در اجتماع، دلایل خشم و اندوه هفائستوسی ها هستند. آنها می توانند این خشم را ابراز کنند، اما به دلیل درون گرا بودن این طور عمل نمی کنند و همین احساس خشم به افسردگی تبدیل می شود.
  • اعتیاد: مردان هفائستوسی ممکن است برای کرخت کردن احساسات خود و کاهش تنش به الکل، دارو یا مواد مخدر رو بیاورند. مصرف الکل و داروها باعث خوشرویی آنها و ارتباط بهتر با دیگران می شود ولی در عین حال باعث بروز مشکلات بسیاری می شود. تماشای تلویزیون به مدت طولانی هم روشی مشابه برای کرخت کردن عواطف و دوری از صمیمیت با دیگران است.
  • پرداخت هزینه سنگین برای آرامش: هنگامی که با کودک بدرفتاری می شود و از نظر عاطفی زخم می خورد، نقش آشتی دهنده خانواده را بر عهده می گیرد که این نقش ممکن است همه عمر به درازا بکشد. او معمولا هر وقت احساس کند که نزدیک است والدینش عصبانی شوند، با منحرف کردن اذهان، کاری می کند که این عصبانیت خنثی شود. جالب اینجاست که غالبا خودش هم آگاه نیست که دارد چنین کاری می کند. برای آرام کردن عصبانیت پدر و مادر، کودک هفائستوسی ممکن است بخشهایی از وجود خود را قربانی که که بعدها برایش گران تمام شود. او در این فرآیند عواطف و احساسات خود را سرکوب می کند و به اعماق وجودش می فرستد. این باعث می شود که او ارتباط با عواطف واقعی خود را از دست بدهد و قادر نباشد در برابر خشم دیگران تاب بیاورد که این منجر به آسیب دیدن روابط او با دیگران می شود.

مشکلات روانی اطرافیان

در ارتباط برقرار کردن با مرد هفائستوسی، اگر بخواهید درباره احساسات درونیش از او سوال کنید یا برنامه های آینده اش را بدانید، با مشکل مواجه می شوید. هنگامی که با مرد هفائستوسی حرف می زنید، هرگز متوجه نمی شوید واکنش های او چه هستند. زنی که با مرد هفائستوسی ازدواج می کند باید ارتباط کلامی با او را فراموش کند.

  • روابط مشکل دار: مرد قوی، ساکت و خشمگین که اعتماد به نفس زیادی ندارد، به الکل معتاد است و آماده است تا از عصبانیت منفجر شود، می تواند به سادگی اطرافیانش را ناراحت کند. احتمال این که آنها گرفتار روابط مشکل دار شوند زیاد است.
  • نقش معکوس: اگر مرد هفائستوسی در پول درآوردن مشکل داشته باشد، به این دلیل که هنرمندی است که کسی کارهایش را نمی خرد یا کسی به او نیاز ندارد، زنی که دوستش دارد باید خرجش را بدهد. هم چنین هنگامی که نوبت به مذاکره برای چیزی فرا می رسد، ممکن است نقش های آنها عوض شود.

راههای رشد

مرد هفائستوسی برای رشد باید خودش را برای خود ارزش قائل شود و برای گذشتن از مرزهای کهن الگوی هفائستوس، دیگر کهن الگوها را نیز در وجودش بیدار کند.

  • خودت را بشناس: مرد هفائستوسی باید شعار "خودت را بشناس" آپولو را همواره در ذهن داشته باشد. اطلاعات موضوعی درباره ی این کهن الگو و شناخت عینی خود، می تواند به او کمک کند معنای از دست رفته را دوباره به زندگی اش بازگرداند.
  • دیگران را بشناس: برخلاف هادسی ها که در عین درون گرایی، افرادی راحت و بی خیال هستند، هفائستوسی ها احساساتی شدید دارند و نسبت به کسانی که برایشان مهم هستند، واکنش هایی هیجانی نشان می دهند.
  • بیدار کردن کهن الگوهای دیگر: اگر جوان هفائستوسی تحصیلات دانشگاهیش را ادامه بدهد، می تواند مهارتهای ارتباطی هرمسی را در وجودش پرورش دهد. در چنین وضعی دیدگاههای واقع گرایانه آپولویی، برنامه ریزی راهبردی آتنایی و احتمالا جاه طلبی زئوسی نیز در او تقویت خواهد شد. با این همه دنیای امروز خیلی کهن الگوی هفائستوس را دوست ندارد. برای مرد هفائستوسی هنرمند بودن و کارهای دستی بسیار راضی کننده تر از کارهای دفتری است.
  • رفتن به ماورای ویژگیهای هفائستوس: هنگامی که مرد هفائستوسی کاری را که دوست دارد پیدا می کند، ممکن است طوری در کنارش غرق شود که جنبه های دیگر زندگی را به کل فراموش کند.
  • انتخاب شدن توسط آفرودیت: هنگامی که کارهای دستی او محصول یگانگی هفائستوس – آفرودیت است، از زیبایی کارهایی که انجام می دهد، لذت می برد. به این ترتیب او وسیله ای است که با آن زیبایی در این جهان متجلی می شود.
  • پدر و مادر دوم هفائستوس: مرد هفائستوسی باید دنبال پدر و مادری جدید باشد تا جایگزین پدر و مادر واقعی اش شوند. این پدر و مادر جدید، او را فردی ارزشمند به حساب می آورند و به او یاد می دهند چگونه راهش را پیدا کند. مرد هفائستوسی باید بر سختی های زندگی، تمسخر دیگران و معلولیت خود پیروز شود.

تمرینات عملی برای رشد کهن الگوی هفائستوس

  • هر کاری را که می توانی با دست راست خود انجام دهی با دست چپت هم انجام بده.
  • از وسایل به ظاهر به دردنخور و دور انداختنی، وسایل با ارزش و زیبا خلق کن. مثلا از دکمه های کنده شده لباس و یا سنجاق قفلی ها برای تزئین قاب عکسها استفاده کن، با تزئین جعبه های خالیِ وسایل برقی منزل، جعبه های هدیه منحصر به فرد درست کن، از لباسهای کهنه و قدیمه خود برای درست کردن یک ساعت پارچه ای و از هر وسیله به ظاهر بی ارزش، وسایل با ارزش و نفیس خلق کن.
  • هوش تجسمی خود را تقویت کن، مثلا اندام پارتنر دلخواهت را در ذهن تجسم کن
  • وقت خود را به خواندن کتابهای ادبی فلسفی و تعمل و تفکر در مورد نوشته های آن اختصاص بده.
  • هنگامی که به نمایشگاه آثار هنری و نقاشی می روی، سعی کن پیامهای نهفته در آثار هنری و نقاشیها را درک کنی و تا آنجا که می توانی در این آثار دقیق بشو و از نگاه سطحی و ساده و گذرا بپرهیز.

منابع
آزمون کهن الگوها